
دلم غمناک تر از دیروز و فرداس . . . دلم ناساز تر از ساز اقاقي هاست . . . سر سازش نمی گیرد در این روزهای سرد عمر. . . مرا با خود کشان می برد هر حال . . . به زاری میکنم سازی . . . و ناساز است هنوز این ساز بد ساز . . . دلم باز می گیرد . . . چرا باز این همه ناسازي است یک جا . . . #عاطفه صادقی نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۳۹۵ساعت 19:54 توسط atefe| ...
ادامه مطلب
همه در رودخانه ی زندگی جاری اند.برخی خود را به دست آن میسپارند، برخی برخلافش دست و پا میزنند و برخی دیگر خود را غرق میکنند بی آن که لذت تلاش را تجربه کنند. و برخی هم چون رود می شوند،از رود میشوند و با آن جاری.و در این میان، گاه به کناری می آیند،گاه با شدت به صخره ها میخورند، گاه آرام میگیرند و گاه از آن جدا میشوند و قبل از رسیدن به دریا میگندند. پس چه باید کرد؟ چگونه باید پیمود رودخانه ی زندگی را؟ چگونه باید طی کرد آن را به پایان رساند؟آری باید جاری بود . . . مثل_رودخانه_روانپائولو_کوئیلو نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:3 توسط atefe| ...
ادامه مطلب
من دلم میخواهدخانهای داشته باشم پر دوست،کنج هر دیوارشدوستهایم بنشینند آرامگل بگو گل بشنو…؛هر کسی میخواهدوارد خانه پر عشق و صفایم گرددیک سبد بوی گل سرخبه من هدیه کند.شرط وارد گشتنشست و شوی دلهاستشرط آن داشتنیک دل بی رنگ و ریاست…بر درش برگ گلی میکوبمروی آن با قلم سبز بهارمینویسم ای یارخانهی ما اینجاستتا که سهراب نپرسد دیگر” خانه دوست کجاست؟"فریدون مشیری...
ادامه مطلب
من به اندازه يك ابر دلم مي گيرد وقتي از پنجره مي بينم حوري _دختر بالغ همسايه_ پاي كمياب ترين نارون روي زمين فقه مي خواند... ...
ادامه مطلب