پاییز . . . - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:37
آخرین روزای شهریور،وقتی کم کم داشتیم به پاییز نزدیک میشدیمدستاشو محکم تو دستام گرفتم وازش خواستم بهم قول بده، قولِ مردونه!با تعجب ازم پرسید:چه قولی؟!گفتم:• پاییز فصل بیوفاییه،تکلیفش با خودشهم روشن نیست!•یه روزش، بارونی و دلگیر و سرده، یه روزش آفتابی و گرماما، تو بلاتکلیف نشوسرد نشو، عوض نشو•برگها رن...
اخر پاییز . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
xa0 آخر پاییز است و من جوجه هایم را شمردم. یکی کم بود. همان که عاشق گربه ی همسایه شده بود. همان که نه از پنجه می ترسید نه از دندان تیز.همان که هرچقدر نصیحتش می کردم ، جوجه بودنش را جدی نمی گرفت و گلوله ی کاموایی را به سمت گربه هل می داد و کرم های باغچه را با او شریک می شد... بی زحمت ای همسایگان عزیز...
ساعت . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
xa0 xa0 xa0 ساعت دوازده شب است. او مولانا می خواند و من رمان ورق می زنم. سرش را از روی کتاب بلند می کند و می گوید:« گرسنه ام. نیمرو بخوریم؟...» می خندم که بخوریم اما تو درست کن.بلند می شود می رود سمت آشپزخانه. همانطوری که روغن را از توی کابینت برمی دارد و توی ماهی تابه می ریزد، می گوید: « خودت حس می...
پر میکشم . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
xa0پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار، در این پنجره با تو از خستگی روز همین خوابِ پُر از رازکافی ست مرا،ای همهی خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیممن یکسره آتش،همه ذرات هوا تو بیدارم اگر دغدغهی روز نمی کردبا آتشمان سوخته بودی همه را تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدمای هر...
دلم . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
xa0 xa0 xa0 دلم غمناک تر از دیروز و فرداس . . . دلم ناساز تر از ساز اقاقي هاست . . . سر سازش نمی گیرد در این روزهای سرد عمر. . . مرا با خود کشان می برد هر حال . . . به زاری میکنم سازی . . . و ناساز است هنوز این ساز بد ساز . . . دلم باز می گیرد . . . چرا باز این همه ناسازي است یک جا xa0. . xa0. #عاطف...
خورشید باش . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ، ﻣﻨﻈﻢ ﻭ ﺩﻗﯿﻖ ... ﮐﺴﯽ ﻗﺪﺭ ﺗﻮﺭﺍ شاید نداند ﺩﺭﺣﻀﻮﺭﺕ ﺳﺎﯾﺒﺎﻧﯽ ﺟﺴﺘﺠﻮﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺳﺎﯾﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺴﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻭ ﻫﺴﺖ ﺁﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ ... ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ شاید از تو روی هم برتابند ﻭﻟﯽ ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﯾﮏ ﺷﺐ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﯾﮏ ﺷﺐ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﮔﺎﻫﯽ ﮐ...
بگذار . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
xa0 بگذار اگر اینبار سر از خاک برآرم بر شانهی تنهایی خود سر بگذارم از حاصل عمر بههدر رفتهام ای دوستناراضیام، امّا گلهای از تو ندارم در سینهام آویخته دستی قفسی راتا حبس نفسهای خودم را بشمارمxa0 از غربتام اینقدر بگویم که پساز توحتیxa0ننشستهست غباری به مزارم ای کشتی جان! حوصله کن میرسد آنروزروزی که تور...
مثل رودخانه . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
xa0 همه در رودخانه ی زندگی جاری اند.برخی خود را به دست آن میسپارند، برخی برخلافش دست و پا میزنند و برخی دیگر خود را غرق میکنند بی آن که لذت تلاش را تجربه کنند. و برخی هم چون رود می شوند،از رود میشوند و با آن جاری.و در این میان، گاه به کناری می آیند،گاه با شدت به صخره ها میخورند، گاه آرام میگیرند و گ...
به مردی . . . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:40
به مَردی دل ببند که از علاقش به خودت مطمئنیقانونِ رابطه ها این است:مَرد باید عاشق تر باشدمَرد است که باید برای داشتنت تلاش کندمَرد است که باید پُر باشد از نیاز به تومَرد است که باید بجنگد...تو چرا نشسته ای کنجِ اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای و اشک می ریزی و روزهایت را آتش میزنی! چند سالت است مگر؟!ا...
من . . . - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
xa0 xa0 xa0 تمامی بدبختی های این کره خاکی از مفهوم شخصی "من" ناشی می شود. این مفهوم، ذات وجودت را می پوشاند. هنگامیکه به آن ذات درونی آگاه نباشی، در نهایت همواره بدبختی می آفرینی. هنگامیکه نمی دانی چه کسی هستی، یک "من" ذهنی می سازی تا جایگزین وجود الهی و زیبای تو شود و به آن "من" هراسان و نیازمند می...
راستی . . . - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
xa0 راستی جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمیبندم، خردک شرری هست هنوز؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند. مهدي اخوان ثالث xa0 xa0 xa0 xa0
پای عشق . . . - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 7:24
xa0 xa0 xa0 ندارد پای عشق او دل بی دست و بی پایمکه روز و شب چو مجنونم سر زنجیر می خایم میان خونم و ترسم که گر آید خیال اوبه خون دل، خیالش را ز بی خویشی بیالایم خیالات همه عالم اگر چه آشنا داندبه خون غرقه شود ولله اگر این راه بگشایم منم افتاده در سیلی، اگر مجنون آن لیلیز من گر یک نشان خواهد نشانیهاش ...
خودت را . . . - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 20:03
xa0 xa0 xa0 ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﯾﺰ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﺭﻭﻥ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﻮﺩ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻟویت ﻭﻗﺘﯽﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﻮ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﺪ.ﻭ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻣﯽﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ . ﺗﻮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻫﯿﭽﯽ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯼ . ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﺷﺪﻥ ،...
تو کجایی??!!... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:29
xa0 xa0 آری سهراب تو درست میگویی!! آسمان مال من است...پنجره،عشق،زمین،دوست،هوا،مال من است! اما سهراب تو قضاوت کن... بر دل سنگ زمین جای من است؟ من نمیدانم چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست... توکجایی سهراب؟!آب را گل کردند!! صبر کن ای سهراب،گفته بودی قایقی خواهم ساخت... خواهم انداخت به اب،دورخواهم...
می توانم...!!! - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:29
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 من می توانم جای سیگار ، نقاشی بکشم ؛با دوغ مست شوم ؛با وسایل خانه ، تمام شب را تانگو برقصم ؛و به جای ِ تـــو ،بالشتک ِ دوران ِ کودکی ام را در آغوش بگیرم ,تـــــــو برای فراموش کردن کسی که بی نظیر دوستت داشت ،چه خواهی کردxa0
ساز دلت... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:28
xa0 سـاز دلــت ڪه ڪوڪـــ نبـاشــد فـرقـی نمیڪنـد ڪجـا باشــی سـرزمیـن مــادری یا خـانه پــــدری هــر دو یڪـ رنگـ دارد xa0 رنگـ دلـتـنـگـی . . .
دلم میخواهد. . . - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:28
xa0 xa0 من دلم میخواهدخانهای داشته باشم پر دوست،کنج هر دیوارشدوستهایم بنشینند آرامگل بگو گل بشنو…؛هر کسی میخواهدوارد خانه پر عشق و صفایم گرددیک سبد بوی گل سرخبه من هدیه کند.شرط وارد گشتنشست و شوی دلهاستشرط آن داشتنیک دل بی رنگ و ریاست…بر درش برگ گلی میکوبمروی آن با قلم سبز بهارمینویسم ای یارخانهی ما...
گاهی.... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:28
xa0 xa0 xa0 گاهـــــی " دلت " ... از سن و ســـــالت مـــــی گیرد ... !!! میخواهـــــی " کودک " باشـــــی .....! کودکــــی که ... به هر بهـــــانه ای ... به " آغــــــــوشِ " غمخواری ... پنــــــاه می برد !!! و ... آســـــوده " اشک " مـــــی ریزد !!! هـــــــــی ... ؛ بزرگ ک باشــــی ... بایـــــــد ...
خواهم امد . . . - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:28
xa0 خواهم آمد،پيش اسبان،گاوان،علف سبز نوازش خواهم ريخت مادياني تشنه،سطل شبنم را خواهم آوردخر فرتوتي در راه،من مگس هايش را خواهم زد. خواهم آمد سر هر ديواري،ميخكي خواهم كاشتپاي هر پنجره اي شعري خواهم خواندهر كلاغي را كاجي خواهم دادآشتي خواهم داد.آشنا خواهم كرد.راه خواهم رفت.نور خواهم خورد.دوست خواهم د...
دلم میگیرد. . . - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:28
xa0 من به اندازه يك ابر دلم مي گيرد وقتي از پنجره مي بينم حوري _دختر بالغ همسايه_ پاي كمياب ترين نارون روي زمين فقه مي خواند... xa0 xa0

برچسب‌های مرتبط

lk bennett | lk jordan | lk bennett usa | راستی چت | راستین زیبا | راستین ارقام | پای عشق | پای عشق ماندن | ردپای عشق | صدای پای عشق